تبليغاتX
واران

واران

واران وبلاگی برای ابادانی رشد و ازادی ایران ،واران در زبان لکی مترادف باران است

گذار!

به این نکته دقت کردید که رفتار و خلق و خوی اطرافیانون به سرعت در حال تغییر کردنه!

میخواین اسم اینو مدرنیته بزارین یا مشکلات اقتصادی و یا هر چیز دیگه کاری ندارم ولی این وسط همه داریم بد میشیم بدون اینکه بدونیم

همه داریم منفعت گرا تر میشم ! حالا با سرعت های متفاوت تری!

اخرین باری که خواستین به خاطر یکی از دوستاتون قید منفعت خودتونو بزنید کی بوده

یا اصلا سوالمو اینطوری بپرسم که اخرین باری که جلوی حماقتتونو گرفتین و یه جوری قضیه رو پیچوندید کی بوده؟

نه از این اخلاقتون خجالت نکشید! اخه همه اینطوری هستن!

وقتی یه هم اطاق ادم که چند سال با هم نون نمک کردید به خاطر اینکه شاید چند نمره ازشما بیشتر بگیره ادرس یه استاد مزخف رو براتون اس ام اس کنه که حتما باهاش واحد بگیر!! دیگه خودتون متر بردارین عمق فاجعه رو اندازه بگیرید

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 13:59  توسط سیوان کرمانشاهی  | 

پرشين گلف

اگه تموم دنيا يه نفس فرياد بزنن( كه مي زنن) خليج العربي خليج براي ما هميشه فارسه ! هرچند که من کردم اما اینجا حیثیت و ابروی کشورم در میونه توی این زمونه ای که خيلي ها اينجا وقت ندارن از چيزي كه از ابتدا مال ما بوده دفاع كنن و فلسطین و لبنان براشون مهمتره ولی،... ولی من و تو كه هستيم! من و تو بارها نشون داديم كه بدون ما اين خاك الان مساحتش 1.648.195 نبود! از کجا که من و تو مشت رسوایان را وا نکنیم من اگر برخیزم تو اگر برخیزی همه برمی خیزند من اگر بنشینم تو اگر بنشینی چه کسی برخیزد ؟ چه کسی با دشمن بستیزد ؟ چه کسی پنجه در پنجه هر دشمن دون آویزد
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 12:27  توسط سیوان کرمانشاهی  | 

عاقبت

مفتضح ترین انتخابات تاریخ ایران به اخرین مرحله خود نزدیک میشه و عده ای کاندیدا با علم به عاقبت و نتیجه از پیش تعیین شده ، دوباره سرگرم تبلیغات شده اند

اسامی کاندیدا های انتخاب شده و سابقه انها نوید تشکیل مجلسی بیخاصیت تر و خفته تر از مجلس هفتم رو میده

حاکمیت شاید به این نتیجه رسیده که به اخر خط داره نزدیک میشه و برای روزهای سخت ،مجلس ساکت و خودی ضروریه

روزهای سپیدی رو برای کشور نمیبینم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 16:35  توسط سیوان کرمانشاهی  | 

شعر جدید خودم ( با تشکر از استاد مسعود شصت چی)

کتاب برای نخواندن!

گهواره ای نو  برای فرزندان جدید

۱۰ عدد دختر و پسر بی هدف زیر سقف یک کلاس

سقفه خانه هایمان نم کشیده!

شهریه ی دانشگاه را باید بدهیم!

پول قبض اب و برق جدا

و دیگر هیچ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 0:13  توسط سیوان کرمانشاهی  | 

مرسی هنگامه!

"هنگامه" خواننده تازه مشهور شده ایرانی ٬ آهنگ معروف "خلیج فارس" را در شبی که "ابراهیم حامدی (ابی)" هم بعد از او باید به اجرای برنامه می پرداخت ٬ اجرا کرد. وقتی او اسم خلیج فارس را آورد ٬ همه سالن به وجد آمدند. ابی بعد از اجرای او و البته "شادمهر عقیلی" به روی صحنه آمد و مردم بارها از او خواستند که آهنگ خلیج فارس را بخواند ولی او این آهنگ را اجرا نکرد. از طرفی دیگر به احتمال زیاد ٬ هنگامه هیچ وقت نخواهد توانست که دوباره در دوبی به اجرای برنامه بپردازد و البته تا مدت ها نمیتواند به دوبی سفر کند!

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 0:13  توسط سیوان کرمانشاهی  | 

!
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 21:11  توسط سیوان کرمانشاهی  | 

واقعیات انتخابات از زبان یک نماینده مجلس

جناب اقای اعلمی نماینده چندین دوره اخیر مردم تبریزدر مجلس در مورد نمایش انتخابات اسفند ماه حرف های جالب و پر معنایی زدن که با توجه به حضور فعال ایشون در عرصه های اجرایی و نظارتی کشور در پس از انقلاب ، خواندنشون خالی از لطف نیست

ایشون توی وب سایت شخصیشون گفتن که:

بالاخره پس از حرف و حدیث های فراوان و قلع و قمع داوطلبان شاخص نمایندگی هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی توسط هیات های اجرائی منصوب دولت و هیات های نظارت منصوب شورای نگهبان و شورای نگهبان (6 نفر منصوب رهبری و 6 نفر منصوب مجلس همسو با نهادهای انتصابی که حداقل سه نفر آن عضو هیات دولت و تابع احمدی نژاد است ) درستی گفته باهنر که پیشاپیش صادقانه اعلام کرده بود که اصلاح طلبان خواب مجلس را ببینند را ثابت کرد و این انتخابات هم کم و بیش مانند اغلب انتخابات آنگونه که اقلیت تمامیت خواه و برخی از نهادهای انتصابی دوست دارند به پایان رسید و البته کماکان از آن به عنوان یک فتح الفتوح عظیم و حماسه بی نظیر ملی یاد شد! با این وصف بنظر می رسد که بررسی نتایج این انتخابات از جهاتی خالی از لطف نیست:
الف – آتش تهیه برگزاری انتخابات:
1-مجلس در آخرین روز کاری خود در سال 86، ماده 19قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی شوراي را اصلاح و یک تبصره به ذیل این ماده الحاق کرد تا برای نخستین بار در جمهوری اسلامی حتی آراي ناخوانا، آراي سفيد ريخته شده به صندوق، آرايي که کلا حاوي اسامي غير از نامزدهاي تاييد شده می باشند، با تاييد هيات نظارت حوزه‌ي انتخابيه مربوطه(این مصوبه دست هیات های نظارت را باز می گذارد تا بدلخواه خود آنجا که مصلحت می داند این قبیل آرا را تائید و یا رد نماید و از اینطریق زمینه راهیابی برخی از داوطلبان به مجلس را هموار و مسدود نماید!) برگه هاي راي باطل اما جزو آراي ناخوانا و آرای ماخوذه محسوب شوند و البته بموجب تبصره الحاقی آراي باطل ماخوذه در حد نصاب انتخاب نماينده محاسبه نمي شود! (1) از اینرو با این مصوبه بخش وسیعی از آرای باطله کسانی که صرفا با هدف ممهور شدن شناسنامه در پای صندوق های رای حضور می یافتند و در دوره های قبلی جزء آرای ماخوذه محسوب نمی شد، از این پس جزء آرای ماخوذه تلقی خواهد شد. مخبر کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس هفتم در توجیه این طرح گفته بود:"يعني حدود 3 الي 4 ميليون نفر در انتخابات شركت مي‌كردند كه يا آرايشان ناخوانا بود و يا سفيد بود، در حالي كه حضور آنها در انتخابات به معناي آن است كه نظام را پذيرفته‌اند، اما فرد مناسب خود را در ميان كانديداها نيافته‌اند!" (2)
 اگر 3-4 میلیون مورد ادعای مخبر کمیسیون امنیت صحیح باشد لاجرم در مقایسه آماری انتخابات مجلس هشتم با دوره های قبلی باید رقم مذکور از آمار رای دهندگان مجلس هشتم کم شود(برای ارائه تحلیل دقیقتر،امیدوارم که وزارتکشور برای رفع هرگونه ابهامی آمار دقیق و کامل مربوط به انتخابات را همراه با همه جزئیات آن و به تفکیک مناطق شهری و روستائی هر یک از حوزه ها و آراء باطله صحیح و غیر صحیح ، در پایگاه اطلاع رسانی خود قرار دهد). 
2- چند هفته پیش از انتخابات شایعاتی مبنی بر بررسی ممهور شدن شناسنامه ها به مهر انتخابات در هنگام استخدام و یا ثبت نام در دانشگاهها در برخی از نقاط کشور منشر شد و گفته می شود ،برخلاف اصل 62 تعرفه هايي که در راي گيري روز جمعه به کار رفت داراي بارکد بودند!(3)
3-مقام رهبری ضمن تاکید بر لزوم مشارکت گسترده مردم در انتخابات از آنان خواستند که" نمایندگانی انتخاب شوند که راه را برای خدمت دولت هموارتر کنند."
 
4- ائمه جماعات و مراجع تقلید نظیرآیات عظام : نوری همدانی ،مکارم شیرازی ومدرس یزدی شرکت در انتخابات را فریضه الهی واجب شرعی اعلام کردند.
 
5-خاتمی رئیس جمهور سابق اعلام کرد که "با همه وجود در انتخابات مظلومانه اما با نشاط شرکت مي‌کنيم".(4) و اغلب جریانات سیاسی با بسیج هنرمندان از مردم برای شرکت در انتخابات دعوت به عمل آوردند.
6-  فرمانده سپاه پاسداران خیلی صریح و صادقانه از همه بسیجیان خواست که در انتخابات از اصولگرایان حمایت کنند!(5)
 
7- صدا و سیما از طریق شبکه های سراسری و دهها شبکه استانی با همه قوا و امکاناتی که در اختیار داشت ،بصورت سرسام آوری بطور شبانه روزی مردم را به حضور در پای صندوق های رای تشویق کرد، بنحویکه  بر اساس آمار اعلام شده ای که در اختیار است ،همزمان با روز انتخابات تنها شبکه بین المللی خبر با پخش هزار و 671 آیتم به مدت  1090 دقيقه ، گروه های تولیدی شبکه خبر با تهیه 237 دقيقه برنامه (6)، صدا و سیمای مرکز گلستان 15 هزار دقیقه (7)  صدا و سیمای اصفهان بيش از 2 هزار دقيقه خبر، 6 هزار دقيقه برنامه راديويي و 4 هزار دقيقه برنامه تلويزيوني (8) و صدا و سیای مرکز آذربایجانشرقی بيش از هفت هزار و 600 دقيقه برنامه انتخاباتي شامل دو هزار و 700 دقيقه برنامه سيما و چهار هزار و 900 دقيقه برنامه صدا توليد و پخش کرده اند.(9) حال اگر این اعداد و ارقام در تعداد شبکه های سراسری و محلی ضرب شود حجم گسترده تبلیعات صدا و سیما و هزینه صرف شده در این زمینه معلوم خواهد شد.
ب-نتیجه تمهیدات فوق:
ب-1–در انتخابات کل کشور
براساس سرشماری سال 1385 جمعیت کل ایران 70495782 نفر بوده است.از این میان 21064537 نفر زیر 17 سال سن داشته اند و 1790656 نفر نیز 17 ساله بوده اند که در پایان سال 86 هنگام رای گیری 18 ساله شده اند. در اینصورت افراد 18 سال ببالای واجد شرائط برای رای دادن  در کشور 49431245 می باشد.نظر به اینکه در سال 85 نرخ مرگ و میر در کشور بطور متوسط حدود  6/0 در صد بوده است اگر در سال 86 نیز نرخ مرگ و میر را همین عدد فرض کنیم ،در اینصورت حدود 297764 نفر از افراد واجد رای دادن فوت شده اند که با کسر آن از تعداد جمعیت بالای 18 سال در کشور،حدود 49133481 نفر واجد شرائط رای دادن در کل کشور باقی می مانند. با توجه به اینکه بر اساس سرشماری انجام گرفته حدود 1594628 نفر از کل جمعیت ایران ، از اتباع خارجی(15) بوده و نمی توانند در انتخابات شرکت کنند(با فرض اینکه همه آنها بالاتر از 18 سال سن داشته اند) ،در اینصورت با کسر آن از کل جمعیت 18سال ببالا در ایران، 48835717 نفر ایرانی واجد شرائط برای رای دادن در هشتمین دوره انتخابات مجلس هستند.  حال چنانچه ادعای مسئولان مبنی بر اینکه کل آراء ماخوذه در کشور 22میلیون و 832 هزار نفر می باشد(16)، صحت داشته باشد ، در اینصورت  75/46درصد از واجدین شرائط در انتخابات اخیر شرکت کرده اند که در مقایسه با دوره قبل که میزان مشارکت 21/51 درصد بوده است، 46/4 درصد کاهش مشارکت داشته ایم! حال اگر 3-4 میلیون مورد ادعای مخبر کمیسیون امنیت صحیح باشد با توجه به اینکه طبق مصوبه اخیر مجلس در این دوره بر خلاف دوره های قبلی آرای باطله نیز جزء آرای ماخوذه محسوب شده است لاجرم در مقایسه آماری انتخابات مجلس هشتم با دوره های قبلی باید رقم مذکور از آمار رای دهندگان مجلس هشتم کم شود. با فرض اینکه آرای باطله در کل کشور حدود یک میلیون یعنی 5 در صد کل آرای ماخوذه و یک چهارم رقم مورد ادعای مخبر کمیسیون امنیت ملی باشد (طبق اعلام مسئولان امر در تبریز حدود 8/6 درصد(17) ، در مشهد و کلات 5/6 درصد(18) و در تهران حدود 9/8 درصد کل آرای ماخوذه(19) جزء آرای باطله بوده است که در این دوره جزء آرای ماخوذه شمارش شده است) در اینصورت آرای ماخوذه کل کشور در هشتمین دوره انتخابات مجلس قابل مقایسه با آرای ماخوذه دوره قبلی انتخابات مجلس ، حدود 21832000 که است که 7/44 درصد واجدین شرایط را شامل می شود.
ب-2–در حوزه انتخابیه تهران ،اسلامشهر ،ری و شمیرانات
بر اساس سرشمارس سال 85 حاصل جمع کل جمعیت تهران،اسلامشهر،ری و شمیرانات 8760565 نفر می باشد که از این تعداد 2007337 نفر در زمان سرشماری کمتر از 17 سال سن داشته اند لذا در هشتمین انتخابات مجلس واجد شرائط رای دادن نبوده اند.از این تعداد 177510 نفر در زمان سرشماری 17 ساله بوده اند که در هنگام رای گیری واجد شرائط برای رای دادن شده اند، بنابراین در تهران و حومه حدود 6753228 نفر بیش از 18سال سن داشته اند.طبق سرشماری به عمل آمده حدود 1594628 نفر از جمعیت ایران یعنی نزدیک به 26/2 درصد کل جمعیت جزء اتباع خارجی هستند که حق رای ندارند، از اینرو اگر فرض کنیم که 26/2 درصد جمعیت تهران و حومه نیز (حدود 197988 نفر ) جزء اتباع خارجی محسوب میشوند، با کسر این تعداد تقریبا 6555240 نفر از جمعیت تهران و حومه تبعه ایران و واجد شرایط برای رای دادن می باشند.اما نظر به اینکه نرخ مرگ و میر در استان تهران در سال 85 حدود 67/0 درصد بوده است ، بنابراین بصورت تخمینی 43920 نفر از اتباع ایرانی واجد شرایط نیز فوت کرده اند که با کسر آن از اتباع واجد شرایط حوزه انتخابیه تهران و حومه ،حدود 6511320 نفر در این حوزه برای رای دادن در هشتمین انتخابات مجلس واجد شرایط بوده اند،حال چنانچه 1740941 آرای ماخوذه صحیح تهران و حومه صحت داشته باشد(حتی 239617 نفر کمتر از مجلس هقتم و 463906 نفر کمتر از مجلس ششم) در اینصورت 74/26 درصد از کل واجدین شرایط حوزه انتخابیه تهران،ری،اسلامشهر و شمیرانات در هشتمین انتخابات مجلس شرکت کرده اند که نسبت به هفتمین انتخابات مجلس با 75/2 درصد کاهش مواجه شده است !
ب-3-در آذربایجانشرقی:
 
بر اساس سرشماری سال 1385جمعیت کل آذربایجانشرقی حدود3603456 نفر بوده است(10).از این میان 992569 نفر کمتر از 17 سال سن داشته اند که فرض می کنیم بدلیل نرسیدن سنشان به 18 سال هیچیک نمی توانستند در این دوره از انتخابات رای بدهند.اما جمعیت 17 ساله ها که در آبانماه سال 85 حسب سرشماری به عمل آمده 85210 نفر می باشند ،در سال 86 واجد شرایط رای دادن بوده اند، در اینصورت 2696097=85210+992569 -3603456 نفر واجد شراط رای دادن در آذربایجان بوده اند.از آنجا که طبق سرشماری به عمل آمده نرخ مرگ و میر در آذربایجانشرقی در سال85 حدود 6/0% برآورد شده است ، با فرض تداوم همین نرخ مرگ و میر در سال 86 حدود 16176 نفر میزان مرگ و میر جمعیت واجدین برای رای دادن خواهد شد که با کسر آن از رقم 2696097،جمعیت واجد شرایط آذربایجانشرقی برای رای دادن در هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی حدود 2679921 نفر خواهد بود.اگر فرض کنیم که گفته مسئولین مبنی بر 1250607 آراء ماخوذه(حاصل جمع آراء ماخوذه صحیح باطله و غیر باطله در همه حوزه های انتخابیه استان به نقل از ستاد انتخابات کشور 25/12/86) در حوزه انتخابیه مورد نظر کاملا درست است، در اینصورت درصد مشارکت مردم استان آذربایجانشرقی در هشتمین دوره انتخابات مجلس 67/46 درصد بوده است که با در نظر گرفتن اینکه در دوره قبل از 2670062 نفر واجد شرایط از تعداد 1373467 نفر(11) یعنی 4/51 در صد واجدان شرایط شرکت کرده بودند بنابراین میزان مشارکت 73/4 درصد نسبت به دوره قبل و 53/20 درصد نسبت به انتخابات مجلس ششم کاهش داشته است( در ششمین دوره انتخابات مجلس 2/67 درصد واجدان شرائط شرکت کرده بودند یعنی 1511816 کل آرای ماخوذه بوده است).این در حالیست که در برخی از حوزه ها تا 110 درصد واجدین شرایط در انتخابات شرکت کرده اند!! چنانچه آرای باطله ای که با مصوبه اخیر مجلس در این دوره بر خلاف دوره های قبلی ،جزء آرای ماخوذه محسوب شده است را از کل آرای ماخوذه کسر نمائیم، در اینصورت نتیجه مربوط به مشارکت مردم آذربایجانشرقی در انتخابات مجلس هشتم بیش از این کاهش نشان خواهد داد.
ب-4–در حوزه انتخابیه تبریز،آذرشهر و اسکو
بر اساس سرشماری سال 1385جمعییت کل حوزه انتخابیه تبریز،آذرشهر و اسکو حدود 1766289 نفر بوده است. از این میان 449244 نفر در سال 1385 کمتر از 17 سال سن داشته اند. قهرا این اشخاص در سال 86 هم نمی توانند رای دهند .اما جمعیت 17 ساله که تعداد آن 37321  بوده است ، در سال 86 جزء واجدین شرائط رای دادن هستند، لذا افراد واجد شرایط برای رای دادن در حوزه انتخابیه مذکور 1317045 = 1766289-449244 می باشد.نظر به اینکه نرخ مرگ و میر سالانه در آذربایجانشرقی 6/0 درصد بوده است که با فرض اینکه همین نرخ در حوزه انتخابیه مورد بحث نیز صدق می کند، در اینصورت 7902 نفر از واجدین شرایط فوت شده اند که با کسر این تعداد افراد واجد شرایط برای رای دادن در حوزه انتخابیه تبریز،آذرشهر و اسکو 1309143 نفر می باشد.با وجود اینکه در تبریز تا واپسین لحظات روز رای گیری اکثریت شعبات اخذ رای کاملا خلوت بود (علیرغم اشتهای فراوان صدا و سیما به پخش تصاویر مردم در پای صندوقهای رای در سراسر کشور، حتی یک تصویر هم از تبریز در تلویزیون پخش نگردید اما پس از تمدید مهلت رای گیری و خرید هر رای به قیمت 5000 تا بیست هزار تومان توسط برخی از داوطلبان و توزیع فرم های اشتغال توسط یکی از داوطلبان ،در برخی از شعبات رای گیری تبریز صف های 30-40 نفره ایجاد شد!)،اگر فرض کنیم که گفته مسئولین مبنی بر 382480 آراء ماخوذه (12)در حوزه انتخابیه مورد نظر کاملا درست است(13) در اینصورت مشارکت مردم تبریز،آذرشهر و اسکو و توابع آن در انتخابات اخیر 2/29 % بوده است که در مقایسه با دوره قبل 59/2 درصد کاهش مواجه شده است(دوره هفتم 79/31 درصد مشارکت داشتند) و اگر دهها هزار آرائی که بصورت تک رای بنام اینجانب یا سفید در صندوق ها ریخته شده و باطله محسوب اما بموجب مصوبه اخیر مجلس برخلاف دوره های قبلی برای بالا نشان دادن میزان مشارکت مردم جزء آراء ماخوذه محسوب می شود کسر نمائیم ،در اینصورت درصد مشارکت مردم این حوزه انتخابیه کمتر از 2/29 درصد خواهد بود  و چنانچه تعرفه هائی که به بهانه نوشتن نام اینجانب نام پزشکیان و چند تن دیگر از داوطلبان را هم در آن نوشته اند(بگفته چند منبع موثق در نزدیک به صد هزار تعرفه رای نام اینجانب و یکی دو تن از کاندیداها  بعنوان اعتراض نوشته شده بود و البته قانونا بنام داوطلبان مذکور منظور شده است) را کسر نمائیم، سهم مشارکت از این رقم هم کمتر خواهد شد؟(گفتنی است که از دو هفته قبل از زمان رای گیری تا آخرین لحظات رای گیری از طریق اس ام اس و روش های دیگر در سطح  بسیار وسیعی در آذربایجان و حوزه انتخابیه تبریز،آذرشهر و اسکو شایع کرده بودند که صلاحیت اینجانب تائید شده است و به محض اینکه دو روز مانده به انتخابات مراتب را در وبسایت شخصی ام تکذیب کردم، بکمک امداد های غیبی این وبسایت تا پایان انتخابات مسدود شد !). نکته در خور توجه اینکه رئيس ستاد انتخابات آذربايجان برای توجیه کاهش حضور مردم در تبریز مدعی شده است که:" به هنگام انتخابات مجلس ، شهرستاني هاي مقيم تبريز همواره به مناطق خود مراجعه كرده و در حوزه هاي مربوط به خود راي مي دهند لذا اين مسئله موجب شده است که ميزان مشاركت راي دهندگان تبريز در انتخابات مجلس همواره كمتر از ديگر شهرستان ها است."!!(14) گفتنی است که در ششمین دوره انتخابات مجلس در سال 78 در همین حوزه بالغ بر ۵۶۶۱۰۳ رای صحیح غیر باطله به صندوق ها ریخته شده بود که علیرغم تقلبات وسیع صورت گرفته و نخواندن بسیاری از آرای اینجانب حدود 200 هزار رای به راقم این سطور تعلق داشت.
 ب-5- در حوزه انتخابیه مشهد و کلات
 
در انتخابات اخیر حوزه انتخابیه مشهد و کلات نیز که یکی از مناطق مذهبی ایران است با کاهش مشارکت مردم مواجه شد، بنحویکه 82/33 درصد از واجدین شرایط در انتخابات شرکت کردند(53/40 درصد مورد ادعای وزارتکشور!) که در مقایسه با دوره قبل 28/13 درصد کاهش داشته است.سایر حوزه های انتخابیه و بویژه مراکز استان ها و کلانشهر ها نیز کم و بیش گرفتار همین سرنوشت شده است که در این نوشتار مجال پرداختن به همه آنها نیست.
ج- نتیجه گیری
امام جمعه تبریز گفته است که "شرکت گسترده مردم در انتخابات لبیک به مقام عظمای ولایت بود"(20) و استاندار آذربایجانشرقی نیز اعلام کرد که "انتخابات هشتم مجلس شورای اسلامی رفراندوم مشروعیت نظام بود" !(21) از آنجا که استفاده از چنین تعابیری جزء شعارهای مرسوم بسیاری از مسئولین است، لذا حتی اگر چنین ادعاهائی را هم مبنای داوری قرار دهیم ،در اینصورت مفهوم مخالف استدلال فوق این خواهد شد که نظام جمهوری اسلامی در میان 25/53 در صد مردم کشور،26/73 مردم تهران،33/53 درصد مردم آذربایجانشرقی،8/70 درصد حوزه انتخابیه تبریز و حومه و حوزه انتخابیه...فاقد مشروعیت می باشد!؟ و با توجه به توصیه مقام رهبری مبنی بر اینکه " نمایندگانی انتخاب شوند که راه را برای خدمت دولت هموارتر کنند" ، میزان تبعیت مردم از مقام رهبری در این خصوص در انتخابات اخیر در حالت خوشبینانه آن معادل با حاصلجمع آرائی است که در هریک از حوزه های انتخابیه آگاهانه به داوطلبان مدافع دولت ریخته شده است که این رقم در تهران و حومه بین 500-400 هزار نفر است ! اگر آمار بسیجیان و سپاهیان و ...در کشور و بویژه تهران و توصیه فرمانده کل سپاه را مد نظر قرار دهیم ، نتایج حاصله بسیار معنا دار خواهد شد! از طرفی با توجه به سیر نزولی کاهش میزان مشارکت مردم در هر دوره، نتیجه دیگر پذیرش ادعای فوق این خواهد شد که مشروعیت نظام هم سیر نزولی دارد!؟ اما واقعیت این است که در بسیاری از حوزه های انتخابیه کوچک و خصوصا روستا ها و حتی در شهرها و کلانشهرها،مردم  فارغ از  گرایشات سیاسی داوطلبان و نوعا با انگیزه ها و علائق بخشی، عاطفی، قومی و قبیله ای و خانوادگی و نظایر آن به داوطلبان مورد نظر خود رای می دهند،چنانکه در رژیم گذشته نیز با توجه به همین علائق و تقریبا با همین درصد به داوطلبان دلخواه حزب رستاخیز و حکومت رای می دادند. لذا تجربه نشان داده است که در ایران حدود 40 تا 65 درصد از آرای ماخوذه فارغ از نوع رژیم حاکم با توجه به همین علائق و مناسبات در صندوق ها ریخته می شود و ارتباطی با نظام سیاسی حاکم ندارد. در تهران با توجه به آرای داوطلبان موسوم به اصولگرا، می توان گفت که حدود 12-10 درصد از آرای واجدین شرایط برای رای دادن، با توجه به علائق حکومتی و بصورت سنتی در صندوق ها ریخته شده است و همین درصد کم و بیش در سایر نقاط ایران نیز حاکم است و یک طیف خاص از قدرت های انتصابی، با تکیه بر همین بخش از آراء بر اکثریت مردم اعمال اقتدار و حکومت می کنند.
ماخذ:
(1)ایسنا 1/12/86
(2)روزنا 30/11/86(3) (رونامه اعتماد)(4)ایسنا 16/12/86(5) 18 بهمن 1386در دانشگاه تربيت معلم تهران(6)ایسکانیوز24اسفند1386(7)مدیر کل صدا و سیمای گلستان پنجشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۶ (8)مدیرکل صدا و سیمای اصفهان خبرگزاری فارس24/12/86(9)مدیر کل صدا و سیمای آذربایجانشرقی در گفتگو با ایسنا آذربایجانشرقی 26/12/86(10) ماخذ پایگاه اینترنتی مرکز آمار ایران – جدول2-17 جمعیت بر حسب جنس و تابعیت(11) پورمحمدي افزود: كد ملي ‌22 ميليون و ‌832 هزار نفر ـ نزديك به 23ميليون نفر ـ روز جمعه ثبت شده است.جام جم آنلاین 25 اسفند(12)قائم مقام ستاد انتخابات آذربایجانشرقی در گفتگو با ایسنا منطقه آذربایجانشرقی 27/12/86 (13)خبرگزاری مهر 26/12/86(14) تابناک 27/12/86(15)جدول 26 نتايج سرشماري عمومي نفوس و مسكن 1385(16)24 اسفند 86 ایرنا(17) رئیس ستاد انتخابات آذربایجانشرقی در گفتگو با ایسنا و مهر آذربایجانشرقی– 26/12/86 و فارس 26/12/86 بنقل از فرماندار تبریز،(18)مسئولان امر از فرط دستپاچگی آمارهای ضد و نقیض ارائه دادند. بنگرید:(فرماندار تبریز) فارس مورخه25/12/86، ایسنا 26/12/86 بنقل از اطلاعیه وزارتکشور،رئیس ستاد انتخابات آذربایجانشرقی در گفتگو با فارس 24/12/86 و 27/12/86 خبرگزاری ایرنا و ایسنا به نقل از نايب رييس‌ستاد برگزاري‌انتخابات آذربايجان‌شرقي(19)خبرگزاری مهر 25/12/86 (20)ایسنا 28/12/86(21)ایسنا 28/12/86 در جمع اعضای شورای تامین استان

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 0:54  توسط سیوان کرمانشاهی  | 

بدون شرح...!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 0:28  توسط سیوان کرمانشاهی  | 

دارین دعای اول سالمو ميخونیين!

خدا جونم سلام

خدا جون  تو که خودت مي دوني چه چيزاي کم داريم?و به درد ما ميخوره! ديگه چرا اينقدر ما رو به زحمت ميندازي!!!

چند سال ه داريم همينطوري دعا مي?کنيم که از اين کارها بکني، اما نمي شود که نمي?شود! بله، قبول، خيلي از اوليا حق ?? سال مي?نشستند و دعا مي?کردند تا نيازشان برآورده شود، ولي خدايي?اش ما که از اين صبرها نداريم... آن زمان?ها چند نسل طول مي?کشيد تا مردم بفهمند ته ماجرا چه بوده، ولي اين روزها قبل از وقوع حادثه کلي خبرها مي?شود!البته قبول ميکنم که اين  يه بهانه بيربطه  ولي  خدايا! ازت خواهش ميکنم که  کارهاي بزرگ را دست آدم?هاي کوچک مسپاري! خدايا! چون ملت ما چندان قدرتي براي  تغيير سرنوشتش  ندارد ، خودت يک کاري کن که بدون آمدن يک قطره خون از دماغ کسي، اوضاع بهتر شود. خدايا! لطفا نگذار اينقدر به نام تو کارهاي شيطاني بکنند! اينها هميشه به نام حسين، کارهايي مي?کنند که تخصص شمر و يزيد است و به نام علي، معاويه بازي در? مي?آورند! خدايا! اگر قرار است بنده تو، بدون واسطه با تو حرف بزند، چرا اينقدر شغل?هاي نان و آندار براي مترجمان و واسطه?ها درست کرده?اي که سهم هم از همه چيز آدم مي برند؟ دعا مي?کنم اين واسطه?ها حذف شوند! خدايا! اگر تقلب بد است، چرا مدعيان پيروي از فرامينت معمولا متقلب?ترين مردمانند؟ دعا مي?کنم ترسي به جان?شان بياندازي که از اين کارها نکنند، البته اگر واقعا خداترس باشند! خدايا! تو بخشنده و مهرباني، اما انگار بخشندگي?ات و مهرباني?ات اين چند سال بيشتر نصيب کساني شده که خلاف دستوراتت کار کرده?اند. اين جماعت فقط به دستورات بخش?هاي مربوط به انتقام عمل کرده?اند، آن?هم به بدون توجه به متن. خدايا! اين نفت،به هيچ درد ملت ما نخورده و فقط دولت ها رو از ملت بي نياز و بي توجه کرده و جيب هاي عده اي رو انباشته، به غير از افزايش بي رويه نقدينگي و تورم براي ما بدبخت بيچاره ها هم خير ديگه اي نداشته يا لااقل ما نديديم به همين خاطر از محضر مبارک جناب عالي استدعا دارم هرچه سريعتر اين نعمت مضري که به ما عطا داشته اي رو تمام کني تا گذر پوست بازم به دباغخانه بيفته!!
 خدايا!

حول حالنا الي احسن الحال!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 0:27  توسط سیوان کرمانشاهی  | 

بوی عیدی ، بوی توت ، بوی کاغذ رنگی...

شاید در تاریخ چند هزار ساله ی این خاک ، درختان روزگاری به این غریبی را به یاد نداشته باشند.

اینجا ایران است...

قلب ملتهب زمین!

وعید تکرار نامفهومیست از یک واژه ، که برای بسیاری از ایرانیان بهانه ای مناسب برای فراموشی اوار مشکلات و  نا سپیدی ها  نیست !

ولی نوروز نوروز است و نوروز میماند

چه بخواهیم یا نخواهیم!

چه بخواهند یا نخواهند!

سال نو مبارک...

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 0:27  توسط سیوان کرمانشاهی  | 

حلبچه ،مادر شهر ها

دکتر برای نمایش به دوربین های فیلبرداری پسر بچه یکی دو ساله ای رو که  پاشو توی سینش جمع کرده و  دستشو مظلومانه کنار سرش گذاشته و پشت به دوربین روی تخت بیمارستان دارز کشیده رو به سمت دوربینها بر میگرونه بچه که معلومه مدت زیادی از بند اومدن گریش نمیگزره با ضجه ای  که تا فرق استخوانم فرو میره به دوربین نگاهی  ارام و با طمعنینه میکنه

معصومیت قیافه ی زیبای پسر بیشتر ادمو تحت تاثیر قرار میده قیافه ای که اابته گاز های خردل یادگاری تابلو های از وسعت وجدان و انسانیت عده ای به روش حکاکی کردن سوختگی  پشت ،بچه رو  امون نمیده و با گریه  به حالت سابقش بر میگرده تمام پشت و سینه و صورت بچه به خاطر مجاورت با گازهای شیمیایی سوخته!

بغض سنگینی گلومو میگیره !

اشک توی چشمام جمع میشه ولی نمیزارم دیگران بفهمن!

دارم خفه میشم ...

پسر بچه تک و تنها ! ، بی کس بی کس ...

 سرشو روبه تخت بر میگردونه و دست و پاشو توی سینش جمع میکنه!

با اینکه سنش کمه ولی مطمعنم داره به خیلی چیزا فکر میکنه

شاید به اینکه

چرا این اتفاق براش افتاده مگه اون چه کار بدی کرده!

مامان که یه لحظه ازمن قافل نبود چی به سرش اومده ؟ چرا نمیاد...

پدرم میگه با این کارهای انسان ها خدا چطوری باید بهشون رحم کنه؟!!

و این جمله منو باز یاد صحنه ای میندازه که بچه دوباره برگشت رو به تخت ...حالتی که شاید درد کمتری  تحمل میکرد ...

امروز سالگرد بمباران حلبچه بود

یکی دیگه از روز های تاریخ پر از ماتم و غم کردستان!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 0:25  توسط سیوان کرمانشاهی  | 

اینم از سردار زارعی

این هم از رئیس پلیس تهران

میگن اقا سپاهیه و از اوناس که چفیه از گردنشون نمیفته

عزیزم سپاهی و غیر سپاهی نداره

هرجا قدرت بدون نظارت باشه اخرش همین میشه دیگه،البته روی سخنم فقط با نیروی انتظامی که اتفاقا همیشه هم بهش اجحاف میشه نیست کل سیستم دارای مشکل عدم مهار قدرت و نظارت صحیحه!، توی این قضیه هم چیزی که منوبیشتر  ناراحت میکنه اینه که میگن طرفاش دخترایی بودن که بی دلیل بازداشت می شدن و با تهدید مورد سو استفاده قرار گرفتن که امیدوارم دنیا دیگه اینقدرا هم خراب نشده باشه هنوز !

اینم بگم که مردم کشور ما تعریف درستی از فساد اخلاقی  ندارن

اینکه یه زن و مرد بالغ که نسبت به شخص دیگه ای تعهدی نداشته باشن با هم رابطه داشته باشن رو نمیدونم تا چه حد میتونیم  مصداق فساد فرض کنیم

به نظر من اگه با تمایل طرفین باشه  و به حق کسی تجاوز نشه، هیچی!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 0:23  توسط سیوان کرمانشاهی  | 

انتصابات

به نظر من این دوره تخلفات انتخاباتی بیداد میکرد و ابرویی برای مسولین اجرایی انتخابان نزاشت

البته اگه رد صلاحیت های هدف دار و برنامه ریزی شده ابروی براشون باقی گذاشته باشه

روزگار سیاهی رو داریم پشت سر میزاریم

روزهایی پر از ریا نیرنگ دروغ خفقان ترس انزوا فقر گرسنگی پلیدی غم و سیاهی

اینقدر هم نگید اصلاحطلبان شکست خوردند اولا رد صلاحیت های برنامه ریزی شده به جبهه اصلاحات فقط در۱۰۳ شعبه اجازه معرفی کاندیدا داده بود و ثانیا اگر ان دست های نامرئی که همیشه شب شمارش ارا از استین عده ای بیرون میاد در کار نبود بدون شک اصلاح طلبان منتخبان واقعی مردم در بیشتر این حوزه ها بودند

اخه کدام عقل سالمی قبول میکنه که مردم تهران که از نظر سواد سیاسی از دیگر نقاط کشور پیشرفته تر هستند منتخب اولشون جناب اقای  حداد حادل باشه که من حالم از دیدن ریخت و صداش به هم میخوره و یا حتی پسر بادامچیان هم حاضره به باباش واسه نمایندگی رای بده؟! سی ساله این اقایون از رده خارجه بیسواد چه گلی به سر این مملکت زدن که مردم با علاقه بازم بهشون رای اعتماد بدن؟!!

ثالثا جبهه اصلاحات دقیقا این شرایط رو پیشبینی میکرد و همه میدونستند که قرار نیست برنده انتخابات ما باشند اما بنا به مصلحت ها که بزرگان این جبهه تشخیص دادن و ارامانشون که با هرچی که موجب تضعیف جمهوری اسلامی بشه مخالفن نوی این بازی شرکت کردن و هدف هر چه بود نتیجه نبود!

البته نمیخوام سنگ اصلاح طلبان رو به سینه بزنم و بگم کارشون درست بوده یا نه

من خودم توی باغمون  مشغول کار بودم و اصلا اون روز رای ندادم

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 0:22  توسط سیوان کرمانشاهی  | 

اس ام اس

امشب نمیدونم چه خبر شده هی فرت فرت اس ام اس ناشناس برام میاد همه جور شماره ای هم توشه ایرانسل قدیمو جدید موبایل کرمانشاه تهران اصفهان کردستان تهران و شمال!!!

اخه شمال دیگه چرا من که تو عمرم با یه شمالی از شعاع نزدیکتر از یه کیلومتر برخوردی نداشتم!

از قضا کلی هم مهمون داشتیم و دخترای فامیلم مرده ی اینن که یه اماری از من بگیرن

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 0:22  توسط سیوان کرمانشاهی  | 

مظلوم ترین مرگ...

امشب یه فیلم مستند از شبکه نوروز که یک شبکه کرد زبانه دیدم که خواب رو از سرم پرونده

صحنه هایی دلخراش از جنایات صدام بر علیه کرد ها این قوم نگون بخت ومظلوم تاریخ مطمعنا فیلم دلنشینی از اب در نمیاد

فقط یک صحنه از فیلمو براتون تعریف میکنم وبیبشتر از این روی اعصاب خودم راه نمیرم

سرباز های عراقی که از کوچکترین احساسات  انسانی از  تهی سرشار بودند پس از حمله به یک روستای بی دفاع کرد نشین مردم رو البته با ارامش به سمت مخزن هایی شبیه مخزن اب که پشت کامیون ها سوار میشن هدایت میکردند البته زنان و دختران زیبا رو از بقیه جدا میکردند و سمت دیگه ای میبردند

بعد از اینکه به تانکر ها رسیدن به مردم دستور دادن که وارد تانکر های اب بشن و برای این کار خودشون به اونا کمک میکردند و دستاشونو میگرفتن وبالا میاوردن و از دریچه تنگ تانکر به داخل هدایت میکردند

قیافه پسر بچه ای که با خنده دست سرباز عراقی رو میگرفت و بالا میرفت از جلوی چشمام یه لحظه محو نمیشه

و لحضاتی بعد تصویری رو میبینی که تانکر های اب رو درون گودال های قرار دادن و لودر ها دارن روی اون خاک میریزن

صدای فریاد های جگر خراش عده ای انسان بی گناه که که با تمام وجود دارن به بدنه تانکر ضربه میزنن موسیقی انتهای فیلمه...

امروز سالگرد بمباران شیمیای حلبچه بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 0:21  توسط سیوان کرمانشاهی  | 

ایت الله صانعی: امام جمعه کرمانشاه محبوب تر شد

گفته می شود در حاشیه مراسم تشیع پیکر آیت الله توسلی در تهران که نماز میت توسط آیت الله العظمی صانعی خوانده شد تنی چند از نمایندگان استان کرمانشاه در گفتگویی با وی خواستار تلاش این مرجع تقلید برای ابقای آیت الله زرندی در سمت امامت جمعه کرمانشاه شدند که وی بشدت با این امر مخالفت کرد و افزود: من فکر می کنم اکنون آقای زرندی محبوبتر از گذشته شده است .
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 21:14  توسط سیوان کرمانشاهی  | 

نماز جمعه کرمانشاه

یکی از گروههای تندرو کرمانشاه که اعضای آن طی چندسال اخیر بیشتر از بیست نفر نشده اخیرا اعلام نموده که روز پنجشنبه هفته جاری در استقبال از آمام جمعه جدید کرمانشاه راهپیمایی می نماید و جالب این است که نام این راهپیمایی سی یا چهل  نفره را نیز راهپیمایی بزرگ مردمی !!!!نهاده است !پیش بینی می شود در صورتی که این گروه امام جمعه جدید را برای خود مصادره نماید تا چند مدت دیگر تعداد نمازگزاران جمعه کرمانشاه کمتر از میزان فعلی نیز خواهد شد !
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 21:9  توسط سیوان کرمانشاهی  | 

فلاش بک

در سال ۱۹۳۰ میلادی،ملی گرایان کرد ترکیه که شاهد ظلم و ستم وحشیانه ی رژیم آتاتورک در حق ملتشان بودند،تصمیم گرفتند برای دومین بار پس از آدمکشی های موسوم به "جنگ های استقلال ترکیه" (۱۹۱۹-۱۹۲۲)،که در حقیقت وحشیانه ترین نوع نسل کشی بر ضد یونانیان و ارمنیان آناتولی بود،دست به اسلحه برده و از شرف و ناموس کرد دفاع کنند.آنها پنج سال پیش (۱۹۲۵) هم به رهبری یکی از شیوخ مبارز خود بر ضد دولت فاشیست ترک شوریده بودند،اما به سبب قلت تعداد و فقدان تسلیحات رزمی نوین،در برابر ارتش تا بن دندان مسلح دشمن کاری از پیش نبرده و دچار شکست شدند.

این بار اما،رهبری قیام کردان را،انسانی دلیر،جسور و در همان حال آموزش دیده و متبحر در دانش رزم و نبرد به دست گرفته بود."ژنرال احسان نوری پاشا" که به خوبی به مهارت ذاتی کردان در نبردهای کوهستانی آگاه بود،کوه های "آرارات" در منتهی الیه جنوب شرقی آناتولی را برای برپایی نبرد شرافتمندانه اش برگزید.شاید او که یک آریایی اصیل و پاکزاد از نسل مادهای باستانی بود،با خود چنین می اندیشید که بهتر است نبردگاهی که می بایست شاهد دلاوری ها و جانفشانی های همرزمان دلیرش باشد،در جوار میهن همیشگی کردان،یعنی "ایران" قرار گیرد.خود ژنرال ماهیت قیام "آرارات" را چنین توصیف می کند:

"جنگاوران كرد مصمم شدند كه نمايشي از نمونه‌هاي قهرماني نياكان خود داده, ارواح آن بزرگواران را كه براي حفظ ميهن و آزادي خود با شمشير برهنه, اسب به درياي دشمن مي‌تاختند شاد كنند, خواستند بار ديگر پرده‌اي از تاريخ جنگ‌هاي ايران و توران را به عالميان نشان داده,‌ ثابت كنند ملت كرد به‌راستي نواده‌هاي آن پهلوانان نامدار ميدان جنگ بوده و در روح سلحشوري و در خون نجيب ايراني آنان تغييري حاصل نشده و نقصي پديد نيامده است."

با اوج گیری قیام،دولت فاشیست ترک به تکاپو افتاده و سربازان بیشماری را برای سرکوب کردان به منطقه اعزام می کند.اما علیرغم اینکه کفه ی توازن قوا به دلیل کیفیت بهتر و کمیت بیشتر سازوبرگ رزمی ترکان،به ضرر شورشیان کرد است،لشکرهای دولت فاشیست یکی پس از دیگری تارورمار می شوند.خود ژنرال اوضاع نبرد را چنین به تصویر کشیده است:

"از حيث تعداد نفر و نوع اسلحه قواي ترك برتري داشت و از لحاظ موقعيت هم مواضع خوبي داشتند, زيرا در پشت تپه‌ها و در داخل ده موضع گرفته بودند, در حالي كه آراراتي‌ها در زمين مسطح و بدون پناهگاهي قرار داشتند. ولي در مقابل تمام اين برتري‌ها, مجاهدين كُرد تصميم راسخ داشتند. گويي ارواح پهلوانان باستاني ايران در كالبدشان دميده شده و در اين مسابقه جانبازي هر يك مي‌خواست گوي سبقت را از ديگري بربايد."

آری! براستی که این روح و روان رستم و گودرز و سیاوش بود که در کالبد کردان قهرمان "آرارات" دمیده شده و آنان را به چنین جانفشانی قهرمانانه ای واداشته بود.

به دلیل تحمل تلفات سنگین،به تدریج ترکان که متوجه عدم توفیقشان در صحنه ی نبرد شده اند،زبونانه به فکر دسیسه و نیرنگ می افتند.دولت ترکیه اتهامات بی پایه ای را بر ضد ایران مطرح ساخته و تهدید به مداخله ی نظامی می کند.دولت ایران به شدت در برابر تهدید ترک ها مقاومت کرده و به ارتش دستور آماده باش نظامی می دهد.ترک ها که از پاسخ کوبنده ی دولت ایران مبهوت شده اند،به نیرنگی پلید متوسل شده و ضمن ارسال فرستاده های سیاسی به تهران،با بزرگنمایی شورش کردها و سپس مرتبط دانستن آن با "طرح های استعمار انگلیس"!،از دولت ایران خواهان "معاوضه ی ارضی" می شوند،به این صورت که در برابر اعطای مناطقی در "قطور" واقع در مرز مشترک سه کشور ایران،عراق و ترکیه،درخواست الحاق دامنه ی شرقی کوههای "آرارات" به خاک خودشان را برای تسلط کامل به "آشیانه ی عقابها" یعنی نبردگاه کردان را مطرح می سازند.

ارتشتاران ایران که دقیقا به ماهیت پلید نیرنگ ترکها آگاه هستند،دولت ایران را از افتادن در این دام بر حذر می دارند.بحث های فراوانی میان دولتمردان ایرانی درباره ی اینکه "چه باید کرد؟" در می گیرد.گروهی از سیاستمداران دوراندیش همچون "دکتر محمود افشار یزدی"،ضمن مخالفت با پیشنهاد ترک ها،خواستار حمایت فعالانه ی دولت ایران از ایرانیان تحت سلطه ی ترک ها (کردها) می شوند و در سوی دیگر،جمعی از سیاسیون محافظه کار سالخورده همچون "محمدعلی فروغی" که تحت تاثیر دروغهای ترکان قرار گرفته و از ایجاد یک کردستان تحت کنترل انگلیسی ها بیمناک شده اند،خواهان همکاری با ترک ها در سرکوب جنبش ملی کرد می شوند.برای نخستین بار در تاریخ سیاسی معاصر ایران،تضاد میان دو طرز تفکر "ناسیونالیسم پان ایرانیستی" و "ناسیونالیسم غیرپان ایرانیستی" به شکل بارزی بروز می کند.(برخورد بعدی در مقطع جدایی بحرین از سرزمین پدری و آن دیگری در مقطع انعقاد پیمان "الجزایر" روی داد.)

... و سرانجام آنچه نمی بایست می شد،روی داد،آنهم در فاجعه آمیزترین و زشت ترین شکل آن.جناح به اصطلاح "ضد انگلیسی" در تحمیل نظر خود بر شخص اول مملکت،"رضاشاه بزرگ"،پیروز شده و توافق ننگینی میان دو دولت پی ریخته می شود.شرف و ناموس هزاران ایرانی پاکنهاد در اسارت بیگانگان به مشتی خاک فروخته می شود و ایران دامنه های شرقی کوه های آرارات را در برابر مناطق پیرامونی "قطور" و نیز تعهد همکاری با نیروهای سرکوبگر ترک در برابر رزمندگان کرد،به ترکیه واگذار می کند.

در روزی شوم و منحوس،نیروهای سرکوبگر ترک با ورود به داخل خاک ایران و دور زدن کوه،از پشت سر کردها را مورد هجوم قرار می دهند.شورشیان آرارات که از دو سو تحت محاصره ی دشمن قرار می گیرند،غافلگیر شده و نهایتا کشتار خونینی که نهایتا کل شورش را به شکست کشانید،آغاز می شود.ژنرال شهید،خود این صحنه ی تلخ را چنین توصیف کرده است:

روز دوم آراراتي‌ها با فداكاري فوق‌العاده به سنگ‌هاي يادگاري اجدادي خود چسبيده, داخل يك نبرد خونين شده بودند. در اين موقع از پشت سر از سرحد ايران برخلاف انتظار, اول صداي توپ ... بعد شليك پياده و مسلسل‌ها بلند شد. براي آراراتي‌ها خيلي ناگوار بود كه با قشون ايران به هر نحوي كه باشد داخل نبرد شوند. فرماندة كُرد اين واقعه را ناشي از يك سوءتفاهم پنداشته... ولي وقتي به سرحد رسيد, چيز باور نكردني ديد: هنگ‌هاي ترك از خاك ايران هم از پشت به آرارات حمله خود را آغاز نموده بودند. معلوم شد دولت وقت ايران با تقاضاهاي دولت جمهوري تركيه موافقت نموده قسمتي از خاك خود را كه در پشت آراراتي‌ها واقع بود براي از بين بردن اين كانون ملي كُرد ـ كانون نژادي ايران ـ در تحت اختيار فرماندهي عالي ترك قرار داده است. نگارنده (احسان نوري پاشا) در اينجا حق يا ناحق‌بودن گلايه‌هاي آراراتي‌ها كه خودشان را از قديمي‌ترين نژاد ايراني دانسته و در ظرف زدوخوردهاي چندساله با دولت تركيه, در مقابل دولت شاهنشاهي و ايران غير از صداقت و احترام, به حربة ديگري متوسل نشده بودند به قضاوت منوران و وطن‌پرستان ايران واگذار مي‌نمايم(.+)

درود بر تو ای ایرانی آزاده! درود!

ما "وطن پرستان ایران" به خوبی می دانیم که "گلایه های آراراتی ها" به حق بوده است،که به "اعتماد" شما خیانت شد،که حرمت آن خون های پاک را نگاه نداشتند،که ...

و کیست که نداند این خیانت های زشت تا زمانی که قدرت سیاسی ایران در دستان باورمندان به آرمان "پان ایرانیسم" نباشد،همچنان ادامه خواهد یافت؟!

اصل موضوع:

اما این خیانت ننگ آمیز،به غیر از تاثیر شومی که در راه تحقق یگانگی دوباره ی کردستان تحت سلطه ی ترکها با سرزمین پدری داشته است،پتانسیل ایجاد یک تهدید استراتژیک برای "امنیت ملی" ما-یعنی همان چیزی که به دستآویزش کردها را فروختیم!-نیز ایجاد نموده که می تواند در صورت عدم برخورد صحیح و حساب شده،پی آمدهای وخیمی را برایمان به وجود بیاورد.

به نقشه ی اتنیکی قفقاز توجه کنید!

من منطقه ی مورد نظرم را با دایره ی سرخ رنگ مشخص کرده ام.پیکانی که می بینید،به باریکه ای اشاره دارد که در نتیجه ی معاوضه ی ارضی ۱۹۳۰ ایران و ترکیه بوجود آمده و ضمن قطع ارتباط ایران و ارمنستان،دالانی میان ترکیه و جمهوری خودمختار نخجوان ایجاد کرده است.چنانچه می بینید نقشه ی جغرافیای سیاسی به گونه ای است که ایران و ارمنستان،ارتباط جغرافیایی میان ترکیه با جمهوری اران و جمهوری اران با جمهوری خودمختار نخجوان را قطع کرده اند.

واقع بین باشیم! در سالهای پس از فروپاشی بلوک شرق که به کسب استقلال توسط ارانی ها انجامید،به دلیل دیپلماسی بسیار ضعیف جمهوری اسلامی،این ترکیه بوده که با کمک های فنی،اقتصادی از یکسو و انجام تبلیغات وسیع فرهنگی،موفق به تحکیم و تثبیت نفوذ خود در جمهوری اران شده است.هم اکنون نفوذ ترکیه در اران به حدی رسیده است که شعار منحوس "یک ملت،دو دولت" (Bir millet iki devletleri)  که به یگانگی خیالی اران-ترکیه اشاره دارد،به شعاری فراگیر در این سرزمین که روزگاری پاره ای جداناشدنی از مام میهن بود،تبدیل شده است.از یاد مبرید که یک هدف قطعی ترکیه از انجام سرمایه گذاری سنگین در اران،همانا کوشش برای تحقق بخشیدن به آرمان ۹۰ ساله اش،یعنی "توران بزرگ" می باشد.پان ترکیست های ترکیه بر این باورند که می توانند با ایجاد دالانی زمینی میان ترکیه-نخجوان-اران،بخش نخست زنجیره ی خیالات خود را که "پان اغوزیسم" است،تحقق بخشند.به همین منظور در سال ۱۹۹۲ و در اوج جنگ قراباغ/آرتساخ میان اران و ارمنستان و در حالی که ارمنی ها خود را برای تهاجم به نخجوان به منظور مجازات پان ترکیست های ایلچی بیگ آماده می کردند،ترکیه علیرغم فشارهای بین المللی،به ارمنستان هشدار داد که در صورت هر گونه تهاجمی به نخجوان به زور متوسل شده و ارتش خود را راهی این منطقه خواهد کرد.در واقع،ترک ها به خوبی می دانستند که تصرف نخجوان به دست ارمنی ها،تحقق آرمان پان ترکیسم به طور عام،و پان اغوزیسم به طور خاص را برای همیشه ناممکن خواهد ساخت و از این روی آماده ی پرداخت هزینه های سیاسی-اقتصادی لازمه ی دخالت نظامی شان هم شده بودند.

پس از پایان جنگ نیز،ترک ها در خلال مذاکرات صلح به ارمنستان پیشنهاد کردند که در قبال واگذار شدن مناطقی از قره باغ به ارمنستان،این کشور به ایجاد دالانی زمینی میان نخجوان و اران رضایت دهد.هر چند در آن زمان،ارمنی ها هوشمندانه از پذیرفتن این پیشنهاد نیرنگ آمیز که ارتباط این کشور را با ایران به کلی قطع کرده و آن را از سه طرف در محاصره ی پان ترکیست ها قرار می داد،امتناع کردند،اما هیچ تضمینی نیست که این اتفاق دوباره روی ندهد.

در واقع،به نظر می رسد که در مذاکرات اخیر اران-ارمنستان،این مسئله به طور جدی مورد بحث طرفین قرار گرفته است:

ارمنستان مايل است كه يك مسير قابل دسترسي به قره باغ از طريق زمين داشته باشد. مناسب ترين دالان، مسير لاچين است كه ارامنه بر نگهداري آن فارغ از وضعيت قره باغ اصرار دارند. از طرف ديگر موقعيت جغرافيايي آذربايجان به صورتي است كه بدون عبور از ارمنستان و يا ايران دسترسي به نخجوان كه به صورت جمهوري خودمختار بخشي از خاك آذربايجان است، ممكن نيست. بدين ترتيب يكي از موضوعات ديگر دالان لاچين به صورت مستقل و يا معاوضه كريدور لاچين با يك كريدور ديگر كه مطابق نقشه خاك آذربايجان را به نخجوان وصل نموده و مرز مشترك ارمنستان و ايران را از بين مي برد، مي باشد.(+)

واقعیت این است که ارمنستان به دلیل موقعیت بسیار بد اقتصادی،مجبور است در درازمدت با ترکیه یا آمریکا کنار بیاید.استراتژی آمریکاییها هم در مقطع کنونی اعمال فشار بر جمهوری اسلامی و کوشش جهت تضعیف جایگاه آن در منطقه است.پس طبیعی است که یک بعد سیاست های آمریکا را کوشش جهت ایجاد اغتشاشات قومی در ایران تشکیل دهد که البته مدت هاست این پروژه کلید خورده است.در همین راستا و از آنجا که جمهوری مزدور اران،نقشی اساسی در اجرای پروژه های ضدایرانی به عهده دارد،می توان به این نتیجه رسید که آمریکا برای جلب رضایت بیشتر نوکرانش،ارمنستان را بیشتر تحت فشار خود قرار دهد.(+)

در این راستا،البته دو مسئله ی اساسی می توانند موانعی اساسی در راه تحقق این پروژه ی خطرناک ایجاد کنند:

۱-وجود لابی نیرومند ارمنی ها در آمریکا.این لابی که دستکم یک میلیون نفر نخبه ی ارمنی (بازرگان،متخصص،مدیر،...) را در بر می گیرد،در سالهای جنگ قراباغ موفق شد کنگره ی آمریکا را وادار به تصویب قانونی برای تحریم تسلیحاتی پان ترکیست های اران کرده و نقشی فعال در این زمینه ایفا کند.

۲-پروژه ی انتقال گاز ایران به ارمنستان.دو کشور در این زمینه به توافقات نهایی دست یافته و بخش اجرایی پروژه نیز آغاز شده است.بعید است ارمنی ها نسبت به این امر ناآگاه باشند که در صورت معاوضه ی ارضی با آذربایجان و قطع ارتباط جغرافیایی شان با ایران،تامین گازشان با مشکل روبرو شده و آینده ی کشورشان در زمینه ی تامین سوخت در هاله ای از ابهام فرو خواهد رفت.

با این حال،چنانکه گفتم،هیچ تضمینی وجود ندارد که ارمنی ها زیر فشار آمریکا به اجرای این پروژه تن در ندهد.در صورتی که این توافق صورت بگیرد،تهدیدهای زیر برای امنیت ملی و یکپارچگی سرزمینی ما پدید خواهد آمد:

۱-به دلیل اتحاد سیاسی احتمالی ترکیه-اران،ما بایستی آرمان بازپسگیری سرزمین های ایرانی نشین قفقاز را به فراموشی بسپاریم و ایرانیان قفقاز (تالش ها-تات ها-کردها-پارس ها-اوستی ها) را دردستان بیگانه رها کنیم.

۲-با رسیدن ترکیه به دریای کاسپین،می بایست شاهد افزایش توان راهبردی ترک ها بوده و تبدیل شدن به قدرت اول منطقه را هم فراموش کنیم.در این صورت،ترکیه در دریای کاسپین هم به یک بازیگر مهم تبدیل خواهد شد.امری که می تواند به منزله ی کابوسی برای ما تلقی شود.

۳-با نزدیک تر شدن ترک ها به شرق،آرمان پان ترکیسم به یک راهبرد جایگزین (آلترناتیو) برای غربی و مدرن شدن که برای ۸۰ سال اولویت نخست سیاست ترک ها بوده است،تبدیل خواهد شد.به ویژه اینکه ترک ها در ۴۰ سال اخیر از اروپاییها چیزی به جز تحقیر و سرکوفت ندیده اند و همه ی کوششها و تقلاهایشان برای "اروپایی شدن" با بی اعتنایی خفت آور غرب روبرو شده است.در این صورت،ترک ها به راستی با تمام توان به کوشش برای تحقق "توران بزرگ" روی خواهند آورد،در این شک نکنید!

می بینید که با آن معاوضه ارضی ۱۹۳۰،هم به کردها خیانت کرده و حتی شانس ایجاد کردستان مستقلشان را از میان بردیم و به آرمان پان ایرانیسم خیانت کردیم،و هم خودمان را در چنین هچلی انداختیم!

آری! این است نتیجه ی خیانت به همتباران دور از میهن!

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 2:52  توسط سیوان کرمانشاهی  | 

قالب نو

دو روزه که این .بلاگ رو راه انداختم ولی تا حالا نه تا قالب عوض کردم

نظرتون راجع به این اخری چیه؟

امیدوارم هرچه زود تر افتاب بلاگ درس شه برگردم خونه خودم

اینجا حساس غربت میکنم!

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 1:28  توسط سیوان کرمانشاهی  | 

...و مرگ پایان کبوتر نیست

توی این دو سه ماهی که گذشت از شنیدن خبر مرگ دونفر خیلی متاثر شدم

اولیش بی نظیر بوتو بود.

 خبرمرگشو یکی از بچه ها وقتی برام اس ام اس کرد که از چهار باغ به سمت سی و سه پل در حال حرکت بودم خیلی ساده برام نوشته بود بی نظیر بوتو هم کشته شد! اینکه چرا بعد از خوندنش بغض گلومو تا مدتی فشار میداد برام کمی نامفهومه !شاید چون او هم برای ازادی مرد!!

و دومی رحلت ایت الله توسلی بود روحانی اصلاح طلب و وفادار به اندیشه دمکراتیک و مترقی حضرت امام!

در وصف او کافیست به تصاویر گریه حاج حسن خمینی نوه حضرت امام که چند شب پیش از تلویزیون پخش شد نگاهی دوباره بیندازید!..

نحوه مرگ ایندو خیلی به هم بی ربط نیست!

خدایشان بیامرزد

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 0:39  توسط سیوان کرمانشاهی  | 

شرایط بغرنج

امروز بعد از مدتها خانه بدوشي پشت کامپيوتر خودم نشستم کامپيوتر قديمي و دلنوازم که تقريبآ از سه سال پيش که به دانشگاه رفتم گوشه خانه رو اشغال کرده بود و تفلک همه به چشم يه اشغال بهش نگاه مي کردن
البته مسلمآ در حضور من جرات به زبان اوردنشو نداشتن!
شايد باورتون نشه ولي من کامپيوترمو دقيقآ در اوج تب و تاب کنکور و  تست و کلاس کنکور خريدم!
احتمالا هم به همين خاطره که الان به جاي دانشگاه رازي کرمانشاه دارم توي دانشگاه ازاد  اصفهان درس مي خوانم!
با رم 64 و سي پي يو 2000 که اون موقع ها واسه خودشون برو بیایی داشتن

 حالا دیگه اميدوارم درک کاملی از شرايط بغرنجم پيدا کرده باشید
البته بغرنج تر از اون اينکه  شاعر جوان اول کشور  کنار گوشت مدام در حال صحبت کردن  و در عين حال خوردن الو بخارا باشه و تو هم مجبور باشي که هم به حرف هاي اون گوش بدي و هم صداي الو خوردنشو تحمل کني و هم مطلب في البداحه تايپ کني !!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 2:0  توسط سیوان کرمانشاهی  | 

یه عکس جالب

 

سلام

یه سوال برام پیش اموده اگه میتونید راهنماییم کنید

الان این پایین توی این عکی چه اتفاقی افتاده

راهنماییتون کنم اینجا درب ورودی دانشگاه تهرانه!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 0:15  توسط سیوان کرمانشاهی  | 

دانشگاه

دلم واسه دانشگام تنگ شده

این ترم خیلی دارم بی خیال درسا میشم

دوهفتهس که کلاسامون شروع شده ولی من ککم هم نگزیده و اینجا مشغول خوشگذرونیم!!

خدا عاقبت این ترم رو مثل ترم سه به خیر کنه

دوس دخترمم امروز زنگ زده میگه صاحب خونه ما رو انداخته بیرون جایی نداریم بریم چکار کنم؟

من چه میدونم عزیزم؟!!

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 0:8  توسط سیوان کرمانشاهی  | 

سلام

سلامی دوباره

البته اگه اینجا کسی صدامو میشنوه؟!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 23:50  توسط سیوان کرمانشاهی  | 

براس سومین بار سلامی چو بوی خوش اشنایی

سلام

سیوانم!

دوساله دارم وبلاگ مینویسم

دست بر قضا اگه به درد هیچ کاری نمیخورم از پس این یکی خوب بر میام!

وبلاگ اولم توی میهن بلاگ بود بعد از یه سال امار بازدیدم در روز ۸۰۰ ،۹۰۰ تای میشد  گاها بالاترم میرفت که همین برام دردسر ساز شدو وبلاگمو ازم گرفت!... به همین راحتی !

از مدتی قبل میدونستم که یه دانشجوی کرمانشاهیم عمر زیاد دارزی نداره به همین خاطر توی یه سرویس جدید (افتابلاگ) وبلاگ واران. راه انداختم خیلی زود (البته اگه حمل بر خود ستایی نباشه ! )

هم محبوب ترینش شدم هم پربازدید ترین هم پرکار ترین

دلم برای واران خیلی بیشتر میسوزه چهقدر قالبش خوشگل بود ! چقدر روش کار کردم ...

اه خدای من یادم که میفته حالم بد میشه!

اون روز کذایی که  جمله دسترسی به این سایت امکان پذیر نمیباشد  رو به جای وبلاگم دیدم چه حالی داشتم. به چه خاطری فیلتر شده بودم خودم هم نمیدونستم و این منو بیشتر عذاب میداد

البته به خاطر فیلتر شدن ازش دست نکشیدم چون مشکلی هم برام نداشت خواننده هام نه تنها کم نشد بلکهبیشترهم شدند و این به من خیلی انگیزه داده بود

ولی دیگه حوصله سیستم های همیشهخراب افتاب بلاگ رو ندارم

به این خاطر قراره از این به بعد اینجا در خدمتتون باشم

امیدوارم خیلی زود با همتون دوست شم مثل سابق

مثل ترم چهار که تمام وقتمو توی کافینت دانشگاه  بودم یادش به خیر !

الان تره هشتم

اون وقتا بهترین تفریحم بود

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 1:22  توسط سیوان کرمانشاهی  |